سایه روشن
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم ، قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم
تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد ، ای یار عاشق از جدایی ناگزیری
فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت منظوم چشمانت بخوانم
فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت منظوم چشمانت بخوانم
صد سوز پنهان مانده در سازم که یک شب ، با گریه در چشمان گریانت بخوانم
آئینه ام چین خورده از رنگ جدایی ، از تو سرودم نغمه ای فصل آشنایی
تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرم
بعد از توی ای عاشقترین هر کوچه خواهم ، همچون صدف از نام تو گوهر بگیرم نظرات شما عزیزان: دو شنبه 9 دی 1389برچسب:, :: 1:35 :: نويسنده : سایه جون
موضوعات آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |