دلم براي ديدن چشمهاي قشنگت تنگ شده است
دلتنگي هايم هميشگيست
اشکهاي روي گونه ام تمام نشدنيست
حالا ديگر حتي گرفتن دستهايت يکي از آرزوهاي من است
در آغوش گرفتنت روياي شيرين من است
رويايي که در سر دارم قشنگترين صحنه زندگي من است
تو نميداني که آنچه در دل دارم درد چند ساله ي من است
تو نميداني که بودنت بهانه اي براي بودن من است
پس بدان و بمان با مني که بي تو ، حتي يک لحظه نيز نميتوانم بي تو بودن را تحمل کنم
آن زمان که عاشق شدم ، آن لحظه که تو به قلبم آمدي ، قلبم تا ابد مال تو شد و نفس کشيدنم به شرط بودن تو شد
آري حالا که تو هستي ، دلتنگي نيز با من است، سخت است دور از تو بودن تحمل اين درد کار من است.
هر لحظه که نفس ميکشم ، عاشقتر ميشوم ، هر چه با تو مي مانم تشنه تر ميشوم.
تشنه ي گرفتن دستهاي گرمت ، تشنه ي بوسيدن گونه ي مهربانت.
دلم برايت تنگ شده عزيزم ، دلم تنها تو را ميخواهد عزيزم.

نظرات شما عزیزان: