هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
وز هر طرفي رفتم ، توراهبرم بودي
با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
برهرکه نظر کردم ، تو درنظرم بودي
در خنده ي من چون گل ، درکنج لبم خفتي
درگريه ي من چون اشک ، درچشم ترم بودي
در صبحگاه عشرت ، همدوش تو ميرفتم
در شامگاه غربت ، بالين سرم بودي
آواز چو مي خواندم ، سوز تو به سازم بود
پرواز چو ميکردم ، تو بال و پرم بودي
هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي

نظرات شما عزیزان: